سفارش تبلیغ
صبا ویژن

کهکشان
 
قالب وبلاگ

متغیرها و فرایندهایی که در جامعه‌پذیری سیاسی کمک می‌کنند:

عوامل وسایل مراحل جامعه پذیری ادراکی                      

خانواده نظام آموزشی گروه همسالان گروه فراغت گروه مذهبی رسانه های جمعی    معرفت    ارزش ها     نگرشها   تجربه رفتار  شخصیت   تقلید  آموزش   انگیزش *کودکی(جامعه پذیری و بازجامعه پذیری). *نوجوانی(تقویت و بازجامعه پذیری)  *بزرگسالی(تقویت و بازجامعه پذیری)  یک مدل جامعه پذیری سیاسی  در جریان جامعه‌پذیری سیاسی چه چیز‌هایی یاد گرفته یا آموخته می‌شود: در یکی از مطالعاتی که اتسین و دنیس درباره اجتماعی شدن در دوران کودکی انجام داده اند،گفته‌اند که در 4 مرحله انجام می‌شود: 1ـ بازشناختن اقتدار فردی 2ـ بازشناختن وجوه تمایز میان اقتدار درونی و بیرونی 3ـ بازشناختن اقتدار سیاسی و غیرشخصی 4ـ بازشناختن وجوه تمایز میان نهادها و افراد مرتبط با آنها البته متغیرهای دیگری نیز مانند پایگاه اجتماعی، جنسیت، ضریب هوشی و مذهب در اثربخشی سیاسی با جامعه‌پذیری سیاسی موثر هستند.  6-3? زمان جامعه‌پذیری کودکی و تا اندازه‌ای نوجوانی مهمتر از دوران بزرگسالی برای جامعه‌پذیری هستند. البته جامعه‌پذیری فرایندی پویاست که در سراسر دوران زندگی و حتی بزرگسالی دوام خواهد داشت. ولگایز در مطالعه خود درباره اروپای شرقی به جامعه‌پذیری شدن نسلی(جامعه پذیری کودکان به طور خودآگاه و ناخودآگاه توسط بزرگسالان) و به باز اجتماعی شدن که آن را به مرحله «انقلابی» و «پیوسته» تقسیم می­کند اشاره دارد.   6-4? مشارکت سیاسی مشارکت سیاسی درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی است. سلسله مراتب مشارکت سیاسی لستر میلبرات در کتاب مشارکت سیاسی خود سلسله مراتبی از مشارکت را مطرح کرده است که از عدم درگیری تا گرفتن مقام رسمی در  دولت تغییر می‌کند و پایین‌ترین سطح مشارکت واقعی رأی دادن در انتخابات است. او مردم آمریکا را به سه دسته تقسیم می‌کند: 1ـ گلادیاتورها: کسانی که غالباً در سیاست فعالند (بین 5 و 7 درصد) 2ـ تماشاگران: کسانی که درسیاست درگیر نمی‌شوند (حدود 60 درصد) 3ـ بی‌تفاوت‌ها: کسانی که در سیاست درگیر نمی‌شوند (حدود 33 درصد)  سلسله مراتب مشارکتی داشتن مقام سیاسی یا اداری جستجوی مقام سیاسی یا اداری: صاحب منصبان قدرت احزاب و گروه‌های فشار و ذی نفوذ ـ عوامل بسیج سیاسی عضویت فعال در یک سازمان سیاسی عضویت فعال در یک سازمان مشابه سیاسی مشارکت در اجتماعات عمومی، تظاهرات و غیره عضویت انفعالی در یک سازمان سیاسی عضویت انفعالی در یک سازمان شبه سیاسی مشارکت در بخشهای سیاسی غیررسمی اندکی علاقمند به سیاست رای دادن عدم درگیری به سیاست  6-5? دامنه مشارکت سیاسی سطوح بالای مشارکت سیاسی تنها نسبت اندکی از جمعیت و سطوح پایین‌تر اکثریت جمعیت را در بر می‌گیرد اساساً سیاست یک فعالیت اقلیت است. در بریتانیا آمریکا بیش از 50 درصد مردم معتقدند که تا اندازه‌ای به سیاست علاقه دارند بین 60 و 75 درصد معتقدند که گاهی درباره سیاست با دیگران بحث می‌کنند تنها 15 درصد می‌گویند که به سیاست بسیار علاقه دارند. در هر جامعه‌ای بالاترین میزان مشارکت سیاسی در انتخابات دیده می‌شود اگر چه مقدار شرکت‌کننده‌ها از یک جامعه به جامعه دیگر متفاوت است مثلاً در کشورهای جهان مثل مصر مدعی ارقامی بالا بودند. تعدادی از دموکراسی‌های لیبرال مانند هالند، اتریش، ایتالیا، بلژیک و استرالیا همیشه شاهد نسبت‌هایی بیش از 90 درصد است. رای دادن در استرالیا و بلژیک اجباری است. متوسط رای دادن در آلمان، دانمارک و ناروی80 درصد ، کانادا و انگلستان 70 درصد و در سوئیس و ایالات متحده آمریکا 60 درصد یا کمتر است. البته مدارک و شواهد بسیاری وجود دارد که مشارکت سیاسی طبق پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی، تحصیلات، شغل، جنسیت، سن، مذهب، قومیت، ناحیه و محل سکونت، شخصیت و محیط سیاسی و زمینه‌ای که مشارکت در آن صورت می‌گیرد فرق دارند. به نظر میلبرات و گوئل مشارکت بسته به چهار عامل تغییر می‌کند. 1ـ انگیزه‌های سیاسی 2ـ موقعیت اجتماعی 3ـ ویژگی‌های شخصی 4ـ محیط سیاسی همچنین باید به این عوامل، مهارتها، منابع و تعهد را افزود.  چرا افراد مشارکت سیاسی می‌کنند؟ رابرت لین معتقد است که هدف از مشارکت سیاسی فایده‌ای است که برای فرد به دنبال دارد: وسیله دنبال کردن نیازهای اقتصادی، ارضای نیاز به سازگاری اجتماعی، وسیله دنبال کردن ارزشهای معین و وسیله برآوردن نیازهای ناخودآگاه و روانشناختی است.  6-6? گزینش سیاسی فرایندی است که به وسیله آن افراد، مقام های مهم سیاسی را در نظام سیاسی به دست می‌آورند و یا در نقش صاحب منصبان رسمی (سیاسی و اداری) ظاهر می‌شوند. همانندگزینش سیاسی منصب‌داران سیاسی ازجمله رؤسای جمهور، نخست‌وزیران، اعضای مجالس قانون‌گذاری یا اعضای شوراهای محلی متمرکز. تاکید بر مقام انتخابی، بعضی اوقات ناخوشایند است چرا که بعضی از مقامات سیاسی، انتخابی نیستند. مثلاً انتخاب نخست‌وزیر در بیشتر نظام‌های پارلمانی چون نخست‌وزیر رهبری حزب و اکثریت نمایندگان مجلس و یا ائتلاف مجلس را بر عهده دارد مقام خود را اشغال می‌کند. مانند بریتانیا. در بیشتر نظام‌ها وزیران و یا رؤسای سیاسی وزارتخانه‌های دولتی انتصابی هستند نه انتخابی.  6-6-1? مدل گزینش سیاسی دستگاه گزینش موضوع مهمی در گزینش سیاسی است و دارای اشکال گوناگونی است: مهمترین آنها از نظر تاریخی ـ شکل ساده وراثت، به ویژه در رژیم‌های سلطنتی و حکومت‌‌های اشرافی ـ میباشد. روش قدیمی دیگر که به منظور مبارزه با فساد و جلوگیری از تسلط گروهی یا فردی خاص بر جامعه برنامه‌ریزی شده است، روش قرعه‌کشی یا بخت آزمایی است که در یونان قدیم استفاده می‌شد. در آمریکا رؤسای جمهور بیش از دو دوره کامل نمی‌توانند انتخاب شوند و در تعدادی از دولت‌های آمریکای لاتین و از جمله مکزیک، رئیس جمهور پس از پایان دوره ریاست جمهوری، هرگز نمی‌تواند انتخاب شود و یا  بلافاصله نمی‌تواند انتخاب شود. در برخی دولت‌ها گزینش‌های سیاسی همراه با تصفیه است مثلاً تصفیه بزرگ این گزینش‌ها همراه با زور و مداخله نظامی است. کودتا یک مدل گزینش سیاسی است. مداخله نظامی یک مدل گزینش سیاسی است. قتل و ترور و برکناری، استعفاء و … حمایت‌های شخصی ـ توزیع مقامات سیاسی میان دو فرد نزدیک یا افراد دارای پایگاه اجتماعی بالا.    انتخاب بین دو کاندیدا یا بیشتر برای مقامات سیاسی به وسیله رای مخفی، معمولترین فرایند گزینش سیاسی است.  7? افکار عمومی   از گذشته های دور و در مفهوم سنتی افکار عمومی در سطح خرد ، چیزی معادل اراده ، احساسات و عقاید قومی – قبیله ای و در سطح کلان دربرگیرنده روح محض ، باورهای دینی و تعصب ملی در قبال یک مساله خاص تصور می شد . اما امروزه افکار عمومی را ضمیر باطنی و پنهان یک ملت و ظهور آن را بازتاب و بازخورد طبیعی اکثریت یک جامعه در برابر پیام ها و رویدادهایی که برای آنها جنبه حیاتی دارد ، می دانند . گابریل تارد ، دانشمند فرانسوی می گوید : عقیده مردم به مانند روح است.  افکار عمومی مجموعه­ای از داوریهای مردم درباره مسایل روز است که مورد پذیرش بیشتر افراد جامعه است . فردیناند تونیس افکار عمومی را مظهر اخلاقیات جامعه می دانست و آن را در سطحی عالی تر از دولت قرار می داد . برخی بر این باروند که  تنها در کشورهای مردم سالار  مفهوم افکار عمومی وجود دارد و خود این امر نشانگر نوعی مردم سالاری است. در حالی که در واقعیت امر چنین نیست ، زیرا در بسیاری از کشورهای با حکومت خود کامه نیز افکار عمومی وجود دارد . اما تنها تمایز آن است که افکار عمومی در کشورهای مردم سالار آشکار و علنی و در کشورهای خودکامه و مطلقه کم و بیش پنهان است و به شکل زمزمه های در گوشی است . در واقع افکار عمومی زمانی به عرصه ظهور می­رسد که جامعه نسبت به یک پدیده مهم اجتماعی از خود مقاومت نشان می دهد . افکار عمومی در جوامعی آشکار می شود که حکومت­ها، قانونی بودن خود را از توافق با کسانی که بر آنها حکومت می­کنند ، به دست آورند . از یک حکومت مردم سالار – نقش رسانه ها ، خلق و ایجاد موضوعات مورد گفتگو میان مردم است . در چنین جوامعی ، بیشترین مسایلی که مورد توجه مردم است ، مدنظر رسانه­ها نیز می باشد.       7-1؟ عوامل موثر در شکل گیری افکارعمومی سیاستگذاران رسانه های جمعی گروه های فشار مردم سیاستگذران مردم  رسانه ها   سیاستگذاران                               رسانه های جمعی گروه های فشار گروه فشار مردم  رسانه ها اینجا در مرکز مدل قرار دارند ، زیرا نقش هماهنگی میان اجزای مختلف یک نظام را انجام می دهند .   در این نمودار ، نقش گروه­های فشار در شکل­گیری افکار عمومی از اهمیت خاصی برخوردار است . در حال حاضر به اتحادیه­های بازرگانی، صنفی، گروه­های سلکی، نژادی و گروه­های شبه نظامی، شبه نظامی ملیشیا ازجمله گروه های فشار به شمار می­آیند که هر یک به نوبه خود می­توانند در شکل گیری افکار عمومی دخالت داشته باشند . گروه های فشار ممکن است سودطلب یا آرمان گرا باشند . میزان تأثیری که گروه­های فشار بر افکار عمومی می­گذارند، بستگی به قدرت مالی و نیروی انسانی – ساختار و سازماندهی آن گروه دارد . تشکل­ها و احزاب سیاسی با استفاده از رسانه­های جمعی از قبیل مطبوعات ، نشریات و … می­کوشند در روند افکار عمومی و شکل­گیری آن مؤثر باشند . این گروه ها همواره می­کوشند تا با شیوه­های گوناگون افکار عمومی را با مقاصد و اهداف خود همگرا سازند و یا باورهای مطلوب خود را بر عامه تحمیل کنند. به عبارت دیگر ، گروه های فشار به طور پنهان و آشکار در افکار عمومی رخنه می­کنند . وسایل مشروع یا نامشروع که گروه های فشار برای تسلط بر افکار عمومی به کار می­گیرند ، بسیار گوناگون است که از آن جمله می­توان به چهار وسیله که عمومیت و اهمیت بیشتر دارد، اشاره کرد . تدابیر اقتصادی: گروه­های فشار با در اختیار گذاردن وام های گوناگون یا هدایای بی شمار و یا رشوه دادن ، جماعات یا عامه مورد نظر را تحت انقیاد خویش در می­آورند . تدابیر حقوقی: گروه­های فشار با اعمال نظر در میان مسئولان تصمیم­گیرنده حقوقی، خواست و نظریات خود را از طریق تدوین قوانین و مقررات اجتماعی بر مردم تحمیل می­کنند . در واقع آنها، با رخنه در سازمان­های حقوقی و اجرای قانون ، با مخالفان خود برخورد می­کنند . اقدامات تخریبی : گروه­های فشار به طور پنهان و آشکار برای در هم شکستن مقاومت مردم و سلطه بر عقاید آنها به تخریب انهدام تشکل­ها و جماعت­های مختلف می­پردازند . تدابیر تبلیغاتی : گروه­های فشار به علت توانمندی مالی با استفاده از بنگاه­های تبلیغاتی، از طریق رسانه­های داخلی و حتی ماهواره­ای به نفوذ در افکار عمومی و دگرگون سازی آن می پردازند .   7-2? عناصر مورد نیاز برای شکل­گیری افکارعمومی کانالهای ارتباطی که تلفیقی است از رسانه های جمعی و فردی . نقش رسانه های جمعی در پالایش و شکل دادن افکار عمومی از طریق انتخاب و ارائه رویدادهای اجتماعی و رجحان بخشیدن به برخی مسایل اهمیت بسیار زیادی دارد. رسانه­ها در تمامی مراحل شکل­گیری افکار عمومی از پیدایی آگاهی در میان مردم تا قضاوت نهایی همچنان فعال هستند . رسانه­ها نگرش مردم را تغییر نمی­دهند اما هدف آنها این است که به مردم بباورانندکه چه موضوع­هایی مهم هستند . بنابراین از اینجا به بعد است که ارتباطات میان فردی از طریق احزابی که صورت می­گیرد . موضوعات و مسایلی که بر اثر حوادث و اتفاقات در محیط پیرامونی رخ می­دهند و از طریق عمل آگاهانه رسانه­ها در جامعه بازتاب می­یابند . در این هنگام نوعی ارتباط وکنش و واکنش متقابل میان مردم پدید می­آید . مردم و گروه­های اجتماعی درباره موضوع همگانی و مورد علاقه به بحث و وجدل می پردازند و سرانجام چاره کار را در می یابند و سرسختانه بردیدگاه خویش پا فشاری می­کنند و به داوری می پردازند . عموم یا همگان یاجماعت : الف : عامه خاموش : گروهی که با موقعیت ناشناخته ای روبرو می شوند، اما آن را به عنوان مشکل یا مسأله در نظر نمی­گیرند . ب: عامه آگاه : گروهی که وجود مسأله یا مشکل را تشخیص می­دهند و در واقع به فقدان چیزی در آن موقعیت پی می برند و آگاه می شوند . اما تصمیم یا اقدام خاصی در مورد آن صورت نمی دهند . ج : عامه فعال : گروهی که بحث در خصوص مشکلی را سازماندهی و در مورد آن اقدام می­کنند . 7-3? قدرت سیاسی و فریب افکار عمومی تعریف فریب افکار عمومی : مدیریت مسایل و رویدادهای سیاسی به نحوی که امتیازات و منافع یک عامل با جناح خاص تامین گردد. البته نمی­توان گفت که فریب سیاسی فقط به مسایل و رویدادها ، یعنی موارد غیرانسانی محدود می­شود . از منظری انتقادی و منفی­گرانه می­تواند تعریف فوق را اینطور تفسیرکرد که در فرایند فریب سیاسی با انسان به گونه­ای برخورد می­شود که گویی آنها در حیطه مسایل و رویدادهای بی جان قرار دارند . فریب سیاسی را همچنین می­توان بهره برداری ازچیزی یا کسی برای پیشبرد منافع عامل فریبکاری با توسل به شیوه­های غیرعادلانه و خدعه گرایانه  دانست. از آنجا که فریبکاری در نفس خود رفتاری نیرنگ آمیز و حیله گرانه است، وقتی انسان هدف آن قرار گیرد ، عمل پنهان اساس فریبکاری را تشکیل خواهد داد .


[ جمعه 92/12/9 ] [ 12:20 عصر ] [ سعادت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 39
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 67766