سفارش تبلیغ
صبا ویژن

کهکشان
 
قالب وبلاگ

قدرت سیاسی هرگاه از اتخاذ تصمیمات اضطراری غیرمردمی ناگزیر می‌گردد، می‌کوشد با منطقی موجه و قوی آن را در اذهان، پسندیده جلوه دهد. در فقدان دلایل موجه، بهانه جویی همان نقش را ایفا می‌کند. مثل ارتش ژاپن «خط آهن هنچو» را که با سرمایه ژاپن احداث شده بود، منفجر ساخت تا بهانه‌ای برای راه‌اندازی یک جنگ تمام عیار با چین به دست داده باشد. جوخه‌های مرگ آلمان در لباس سربازان لهستانی به مرز آسمان و لهستان حمله کردند و چندین سرباز آلمانی را به هلاکت رساندند تا حکومت رایش سوم هیتلر بهانه‌ای قوی برای آغاز تهاجم به لهستان که برای دفع تجاوز ساختگی آن کشور، در دست داشته باشد. به طرز مشابهی هیتلر یک گروه به ظاهر کمونیستی از جوخه‌های مرگ هلندی تشکیل داد و مأموریت‌هایی برای ترور وحشیانه به آنها سپرد تا بهانه‌ای برای تصویب قانون افزایش اختیارات خود در سرکوب مخالفان بدست آورد. در واقع خلیج تونکین، یک رزمناو آمریکایی با انجام یک عملیات تحریک آمیز ، نیروی دریایی ویتنام شمالی را وادار به پاتک ساخت و راه را برای توجیه مداخله نظامی جدی آمریکا در آن کشور هموار کرد. یا فرماندهان ارتش آرژانتین به وسیله مأموران مخفی امنیتی به هرج و مرج جامعه دامن زدند تا زمینه برای برقراری حکومت نظامی در کشور فراهم گردد. حکومت‌های مستبد برای توجیه موضوعی با توسل به زور معمولاً خود را به زحمت نمی‌افکنند. اما دولت‌هایی که قصد دارند به رعایت اراده مردم در سیاست‌گذاری‌های خویش تن در دهند، تن دادن به فرآیند پرزحمت سفسطه‌گری و موجه نمایی حرکت‌های خود را ضروری می‌بینند. 7-5-3? عادی‌سازی هنگامی که مشکلاتی جدی برای هیأت حاکم بروز می‌کند و رسوایی‌های ملی حیثیت و مشروعیت دولت را به خطر می‌افکند، قدرت سیاسی، چه در حیطه‌ی اختیارات قانونی خویش و چه در خارج از آن، اجازه می‌دهد آن تحولات با سرعت طبیعی خویش به مسیر خود ادامه دهند و از این طریق تحت نام «تحقیقات و بازرسی رسمی یا اقدامات تقابلی» اثر آنها را خنثی می‌کند. مالاچ و لستر این فرآیند را «عادی سازی» یا «بدیهی» شدن رسوایی‌های سیاسی نام نهاده‌اند. بنابراین قدرت سیاسی یا عادی سازی، شدت و هیجان ناشی از بروز این تحولات، از دیدگاه خود، آنها را تعریف می‌کند . به روند آنها خاتمه می‌بخشد. یکی از رایجترین روش‌های عادی سازی بحران‌های رسوایی­آمیز، مبهم ساختن مسئول اصلی بروز بحران و پاک و مبرا جلوه دادن خود است که بدون دردسر، پرونده بحران را می‌بندند. لازمه توفیق این شیوه وجود مطبوعاتی است که از موضع‌گری‌ها و اقدامات رهبران سیاسی انتقاد نمی‌کنند و موضوعات مورد سؤال را به نحوی شایسته  و مطلوب آنها مورد پوشش خبری قرار می‌دهند. این قبیل اطلاعات باید با عرضه مطبوعاتی جدید اما آمیخته به ارزش‌ها، عقاید و تعاریف سنتی جامعه و در قالب موضع‌گیری‌های مقامات مسئول حل بحران، فضای جامعه را به آرامش نکشانند: قتل‌های زنجیره‌ای، شهرام جزایری و…تعیین‌یک مسئول پیگیری برای موضوع و کنترل جریان و عادی کردن موضوع در جامعه. 7-5-4?پنهان‌سازی اطلاعات نامطلوب طبق نظریه ویلکس، از میان اصول دموکراسی، هیچ یک مهم‌تر از حق رأی و حق انتقاد نیست. اما چنانچه مردم از دسترسی به اطلاعات محروم شوند، این حقوق به شدت محدود یا فاقد ارزش واقعی می‌گردند. بنابراین پیش شرط اساسی حقوق دموکراتیک، دسترسی آزاد به اطلاعات است که زمین? آن را دولت باید فراهم سازد. گذشته از آنکه آزادی جریان اطلاعات، لازمه تحقق یک دموکراسی مشارکت آمیز است، ارائه اطلاعات تحت اختیار دولت به مردم از جانب خود دولت نیز، لازمه «هدایت دموکراتیک جامعه» است. بدون دسترسی تضمین شده مردم به اطلاعات، مردم نمی‌توانند به طور مؤثر بر خطاها، قانون شکنی‌ها، فساد، بی‌عدالتی‌ها وسوء استفاده از اختیاررأی که دولت مرتکب آن می‌شود و حاکمیت دموکراسی را به خطر می‌اندازد، نظارت داشته باشد. مخفی‌کاری و محروم سازی مردم از اطلاعات دولتی، بویژه از اطلاعات نامطلوب برای دولت، نوع دیگری از فریب افکار عمومی یا انحراف افکار عمومی است. به موجب قانون، «آزادی اطلاعات»در ایالات متحده‌ی آمریکا در صورت درخواست مردم، اطلاعات دولتی، به استثنای پاره‌ای اطلاعات طبقه‌بندی شده و محرمانه در اختیار آنان قرار می‌گیرد و امتناع یا طفره‌روی نهادهای دولتی از انجام پیگرد قانونی در پی­دارد. در بسیاری از کشورهایی که فاقد چنین قانونی هستند، دولت‌ها اطلاعات نامطلوب را پنهان می‌کنند و اطلاعات مطلوب خود را در سطح گسترده‌ای منتشر می‌کنند. این یکی از ویژگی‌های قدرت سیاسی و سیاستگذاران است. همچنین مخفی‌سازی و سپس انتشار اطلاعات دولتی در زمان مناسب یکی از شیوه‌های بسیار آسان و مؤثر فریب افکار عمومی است. 7-5-5? انتشار اطلاعات مطلوب برای مردم برخلاف روش‌های پنهان‌سازی اطلاعات نامطلوب، انتشار یا افشای عمومی اطلاعات مطلوب یکی از شیوه‌های مثبت فریب افکار عمومی است. افشا یا انتشار اطلاعاتی که برای جناح مخالف دولت نامطلوب باشد نیز یکی دیگر از اشکال همین رویکرد است. مثلاً طبق قانون در بسیاری از کشورها افشای اتهامات متهمین پیش از تشکیل دادگاه‌های مربوط منع شده است. اما بسیاری از دولت‌ها به طور خودسرانه اقدام به افشای اتهامات و حتی مطالب پیش پا افتاده مربوط به زندگی خصوصی مخالفان و فعالان سیاسی را پیش از تشکیل دادگاه‌های آنها کردند و این روش را، روش مؤثری در تخریب آنان می‌دانند. البته قربانیان این شیوه فقط مخالفان و فعالان سیاسی اجتماعی نبوده‌اند. هرگاه درون محافل سیاسی حاکم بر کشور جنگ قدرت در برگیرد، افشای اطلاعات «محرمان?» جناح‌‌های رقیب در مطبوعات، روش مؤثری برای پیروزی برآنها است. 7-5-6? انتشار اطلاعات گمراه کننده اطلاعات گمراه­کننده با تأثیرگذاری بر رفتار تود? مردم از طریق القای ذهنیت‌های غیر واقعی و تحریف شده دربار? محیط‌های فیزیکی، اجتماعی یا سیاسی، کارکرد فریبکارانه پیدا می‌کنند. این اطلاعات عمدتاً برای انحراف افکار عمومی تنظیم و منتشر می‌شوند. انتشار اطلاعات گمراه کننده گر چه شبیه انتشار اطلاعات ناقص عمل می‌کند یا آن را نیز در برمی‌گیرد، در مفهوم اخص خود با آن فرق دارد. زیرا در حالی که در فرآیند انتشار اطلاعات ناقص برحقیقت آن اطلاعات تاکید بیشتری می­کنند تا خود نیات انتشار آنها، ولی در فرآیند انتشار اطلاعات گمراه کننده نیت واقعی این کار اهمیت بیشتری از حقیقت آن اطلاعات دارد. مثال: شایعه دست دادن خاتمی با رئیس دولت اسرائیل در سازمان ملل و صحبت کردن در رسانه‌ها. - احتمال وقوع اعتصاب‌های سراسری کارگری در اعتراض به وضعیت حقوقی و صنفی.  7-5-7? انکار حقیقت انکار برخی حقایق یکی از روش‌های فریب افکار عمومی است. توفیق قطعی این شیوه لازمه‌اش انکار مکرر و مستقیم حقیقت است. پافشاری در انکار حقیقت یکی از روش‌های مؤثر تبلیغاتی است و این شیوه احتمال ظن عمومی نسبت به دروغ‌های رسمی و دولتی را از میان می‌برد. مثال: حتی یک زندانی سیاسی در کشور وجود ندارد- خاتمی در اروپا گفت. مثال: وضعیت حقوق بشر در ایران کاملاً مناسب است. حقوق اقلیت‌های حقوقی، زبانی و مذهبی با مردم اکثریت برابر است. 7-5-8 . سپردن تعهدات بی‌اساس اعلام عمومی تعهدات سیاسی برای پیشبرد آسان‌تر مقاصد خود با گریز از بحران نیز نوعی فریب افکار عمومی محسوب می‌شود. مثال: در صورت پیروزی در انتخابات، عملکرد دولت خود را به محک ارزیابی و قضاوت مردم می گذارم.  توجیه بعدی: «من در مورد ارزیابی مردم از عملکرد دولت، پس از بررسی دقیق زمان و روش اجرای این ارزیابی و با توجه به منافع آتی ملت، تصمیم خواهم­گرفت.» یا «با توجه به شرایط کنونی کشورها، اجرای این قضاوت عمومی مشکلات اساسی و ناگشودنی، نظیر تفرقه در افکار عمومی، بروز هرج و مرج اجتماعی و آثار سوء اجتماعی و اقتصادی فراوان به بار خواهدآورد، بنابراین به نظر می‌رسد، بحث دربار? طرح مزبور در این مقطع زمانی برای توسعه کشور مطلوب نباشد.   7-5-9? آزمایش افکار عمومی یک روش دیگر برای فریب افکار عمومی آنجا است که پیش از اجرای یک طرح توطئه‌آمیز، بخشی از آن طرح در مطبوعات افشا می‌گردد و تا واکنش مردم نسبت به آن پیشاپیش سنجیده شود. به این ترتیب، مخالفت با آن طرح با واکنش‌های اجتماعی ناشی از آن کاهش می‌یابد و جامعه در برابر «عمل انجام شده» قرار می‌گیرد. مثلاً به منظور تجدید نظر در قانون اساسی یا تجدید نظر در ایجاد حکومت و حرکت به سوبی نظام پارلمانی، فدرالیسم. در مطبوعات عمدتاً افشا می‌شود و بعداً روی آن مانور می‌دهند مثلاً از خوبی‌های نظام فدرالی گفته می‌شود. علمکرد فعلی مورد بررسی ارزیابی نقد قرار می‌گیرد. واکنش احزاب وگروه‌های مخالف هم کاری از پیش نمی‌برد و چنانچه احزاب مخالف در تحریک مردم به قضاوت دربار? عملکرد دولت فعلی پافشاری کنند، حزب‌ حاکم سعی می‌کند که پارلمان با شورا را منحل اعلام کند و انتخابات سراسری را تکرار کند. تمام این شگردها برای آزمون واکنش‌های اجتماعی مردم در صورت بروز آن تحولات صورت می‌گیرد. 8? شایعه سیاسی       تعریف شایعه: تلاش عمومی برای تعریف وضعیتی مبهم که نتیجه کمبود خبر است. ویژگی‌های شایعه: * شایعه سریع منتشر می‌شود، اما منبع آن مشخص نیست. * نیازی به اثبات درستی آن نیست. * از آنجا که عقاید عمومی بر تصورات ذهنی استوار است، شایعه به سرعت نفوذ می‌کند. * کسی خود را منبع خبر معرفی نمی‌کند و همه می‌گویند که فلان چیز را شنیدم. * هزینه‌ای ندارد. ضررهای شایعه: * در صورت لکه دار شدن حیثیت کسی، پاک کردن آن از اذهان مردم خیلی مشکل است. * شایعه در اکثر موارد به خود شخص مطرح کننده و سازنده آن برمی‌گردد و به ضرر کسانی تمام می‌شود که آن را مطرح کرده‌اند.       8-1?کارکردهای شایعه سنجش محبوبیت: برخی از شایعه، به منظور سنجش میزان محبوبیت خود در میان افکار عمومی استفاده می‌کنند. مثلاًٌ مدیری با ایجاد شایعه در مورد استعفایش، به دنبال سنجش میزان محبوبیت خود است. به قصد برانگیختن: با استفاده از شایعه، طرف مقابل، وادار به عکس‌العمل می‌شود. زمینه‌ها یا موضوع‌های اصلی شایعه: 1- دست‌های نامرئی: انجمن‌های محرمانه یا قدرت‌های پنهانی که همه اختیارات را در دست دارند. 2- توافق‌های محرمانه. 3- پول. 4- بیماری. 5- مسایل جنسی. 6- حرف‌های متضاد: بویژه حرف‌های ضد و نقیض سیاستمداران. 7- مهاجرت: مهاجرت به کشورهای دیگر (بویژه در مورد سیاستمداران) 8-2? شفافیت سیاسی شفافیت سیاسی به معنای ارائه اطلاعات بدون ابهام، صحیح و گویا در مورد تمام مسایل حکومتی از سوی دولتمردان به افکار عمومی و در جریان قرار دادن آنهاست. شفافیت سیاسی انواع مختلفی دارد: 1- شفافیت اطلاعاتی: مردم خواهان اطلاع از جریان اطلاعات و اخبار داخل حکومت و دولت خواهان اطلاع از تصمیم‌های گرفته شده و دسترسی به اطلاعات و اخبار مربوط به حوز? دولت و حکومت هستند. ‌2- شفافیت مشارکتی: مردم و شهروندان خواهان شفافیت راه‌های مشارکتی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دولتی هستند. شیوه و قوانین مشارکت در انتخابات باید روشن باشد. مانند قوانین مربوط به رأی دادن. 3- شفافیت پاسخگویی: مردم خواهان این هستند که دولت‌ها و بازیگران سیاسی در قبال رفتارها و تصمیمات خودشان نسبت به مردم پاسخگو باشند. هر دولتمردی باید در قبال فعالیت‌های سیاسی و اجرایی و … به مردم پاسخگو باشد و پنهان کاری صورت نگیرد. 4- شفافیت اخلاقی: عمدتاً مربوط به مسایل اخلاقی دولتمردان و کنشگران سیاسی است. مسایل خصوصی و شخصی و پشت پرد? بازیگران سیاسی باید برای مردم مشخص شود. نقش رسانه‌ها در شفافیت سیاسی: بسیاری از اوقات رسانه‌ها، تظاهر به شفافیت سیاسی می‌کنند. زیرا در بسیاری از جوامع تحت تأثیر حاکمان و دولتمردان قرار می‌گیرند و اطلاعات غیر واقعی منتشر می‌کنند. 8-3? روش‌های تظاهر رسانه‌ها به شفافیت سازی 1- پرداختن به مسائل فرعی: رسانه‌ها با ایجاد انحراف در افکار عمومی و فریب آنها، بر مسایل فرعی، تأکید می‌کنند تا ذهن مخاطب را از مسایل اصلی به فرعی معطوف کنند. 2- بیان واقعیت‌های جدید: یکی از روش‌های رسانه‌ها، برای تظاهر به شفاف­سازی بیان واقعیت‌های جدید به جای واقعیت‌های قدیم و حذف آنها است. این واقعیات جدید، حساسیت واقعیت‌های قدیم را ندارد و در اثر آن اثر واقعیت‌های قدیمی به­تدریج کم­اهمیت می‌شوند. 3- گزینش رویدادها: از سخنرانی یک مقام دولتی تنها یک قطعه را انتخاب پخش می‌کنند و آن را برجسته سازی می‌کنند. شرایط لازم برای شفافیت سیاسی از طریق رسانه‌ها: 1- رسانه‌ها مستقل از موضوع باشند. 2- رسانه‌ها بدون دخل و تصرف موضوع را گزارش کنند.             9?اینترنت و ارتباطات سیاسی ارتباطات سیاسی، انتقال اطلاعات سیاسی از یک بخش نظام سیاسی به بخشی دیگر و میان نظام‌های اجتماعی و سیاسی است و در این میان، فناوری‌های نوین ارتباطی مؤثرترین و کارآمدترین مجرای انتقال این اطلاعات هستند؛ اطلاعاتی که به شهروندان توانایی فهم و درک رویدادها و روندهای سیاسی و تصمیم‌گیری برای اتخاذ بهترین مشی سیاست‌ورزی و کنشگری را می‌دهد. تحقق دموکراسی به میزان توانایی مردم به داوری دربارة مشی سیاسی نمایندگانی که می‌خواهند داشته باشند و نیز به داوری آن‌ها درباره این که آن نمایندگان به وعده‌هایی که می‌دهند عمل می‌کنند یا نه، بستگی دارد. امکان این داوری‌ها در وهله نخست بستگی به اطلاعات و اخبار و در وهله دوم به دانش، فرصت و مهارت تبدیل این اطلاعات به یک ارزیابی معتبر دارد. هر کس که امروز دغدغة ترویج «دموکراسی» را دارد باید به راه‌های تازه‌ای برای تشویق گفتگو و تبادل نظر میان شهروندان و ساختن پل‌های ارتباطی میان حاکمان و شهروندان بیندیشد. فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در این خصوص حائز اهمیت­اند. این فناوری‌ها ابزارهایی هستند که می‌توانند راه‌های نوینی به سوی گشوده­گی و گفتگو و تحقق دموکراسی نیرومند بگشایند. به باور بسیاری از اندیشمندان، حوزه عمومی جدیدی از دموکراسی ارتباطی- الکترونیکی به واسطه فناوری‌های نوین اطلاعاتی به وجود آمده است. لذا کسانی که به حوزه‌های سیاسی و فرهنگی آینده علاقه‌مند هستند باید از نقش مهم حوزه‌های عمومی جدید آگاه باشند و در این حوزه‌ها فعالیت کنند. می‌توان حیات‌بخش بودن و معتمد بودن دموکراسی ارتباطی- الکترونیکی را در شکل جدید حوزه‌های عمومی و فضای ارتباطی- الکترونیکی نشان داد. چنین فضایی بسیار مشارکتی‌تر از فضای تلویزیونی و نیز صنعت فرهنگ رسانه‌ای است. این فضای ارتباطی- الکترونیکی متنوع‌تر و سرزنده‌تر از فضاهای فرهنگی ـ عمومی معاصر است. با این تفاسیر به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین کانون‌ها و قلمروهای فعالیت فناوری‌های نوین ارتباطی بویژه اینترنت، قلمرو ارتباطات سیاسی و بویژه انتخابات و مبارزات انتخاباتی است. اینترنت با دارا بودن ویژگی‌هایی چون تعاملی بودن، جمع‌زدایی، تمرکززدایی و عدم محدودیت مکانی و زمانی، مهم­ترین و تأثیرگذارترین فناوری نوین ارتباطی در عرصه ارتباطات سیاسی است که گونه‌های تأثیرگذاری آن در این عرصه را می‌توان چنین برشمرد: اطلاعات و آگاهی شهروندان را افزایش می‌دهد. شهروندان با دسترسی به مجموعه‌ای بی‌نهایت از اطلاعات از طریق اینترنت می‌توانند گزینش فعالانه‌ای در حوزه سیاست انجام دهند و با گسترش مجاری دریافت اطلاعات، به اطلاعات رادیو و تلویزیون بسنده نکنند. در واقع شهروندان با گزینش و انتخاب اطلاعات، به مخاطب فعال تبدیل می‌شوند. از آنجایی که تصمیم‌گیری آگاهانه و عقلانی در گرو داشتن اطلاعات وسیع و ارزیابی دقیق وضعیت سیاسی است، اینترنت با ایجاد و تسهیل اطلاعات، به توانمندسازی شهروندان کمک می‌کند. استراتژی‌های ارتباطی کنشگران سیاسی را گسترش می‌دهد. احزاب، گروه‌ها و کاندیداها با حداقل هزینه امکان می‌یابند دیدگاه‌های خود را به اطلاع عموم برسانند و به عبارتی، تریبونی جهانی در اختیار داشته باشند. همچنین دسترسی کنشگران به مردم مستقیم است و دروازه‌بانان و گزینشگرانی که در رسانه‌هایی چون روزنامه، رادیو و تلویزیون وجود دارند، در اینترنت به چشم نمی‌خورند، لذا اخبار و اطلاعات با تحریف و دستکاری کمتری در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد.  فرایند بسیج سیاسی را تسهیل می‌کند. اینترنت فرصت‌های لازم را برای افراد و گروه‌هایی که منافع مشترک دارند، فراهم می‌کند تا با پشت سرگذاشتن موانع سیاسی و جغرافیایی، به اطلاع‌رسانی و اظهار نظر بپردازند و برای حضور و عمل سیاسی، دست به بسیج سیاسی بزنند. بویژه اقلیت‌های قومی، جنسی و… می‌توانند با راه‌اندازی تشکل‌ها و اجتماعات مجازی، یک تریبون جهانی برای خود فراهم کنند و دست به واکنش بزنند. به واسطه مجاری ارتباطی اینترنتی، کنشگران سیاسی بر حاکمان و سیاستمداران و فرایند تصمیم‌گیری‌شان تأثیر می‌گذارند. به عبارتی تکنولوژی های نوین ارتباطی – اطلاعاتی به افرادی که دارای منافع مشترک هستند فرصت می‌دهد با وجود فاصله یا موانع اجتماعی، با هم در تماس باشند. انسان‌ها می‌توانند از طریق تریبون‌های جهانی مبتنی بر منافع محدود، از حصار جغرافیا یا محدودیت مکانی‌خلاص شوند.  بر ارتباطات درون‌سازمانی احزاب و گروه‌ها تأثیر می‌گذارد. ویژگی بارز تلویزیون این است که با تمرکز بر کادرهای مرکزی احزاب، اهمیت فعالیت‌های انتخاباتی محلی را کاهش می‌دهد. به این معنا که رده‌های پایین‌تر احزاب و گروه‌ها در محدوده‌های جغرافیایی پیرامونی و شهرستان‌ها، فرصت چندانی برای اظهار نظر و تأثیرگذاری بر فرایند تصمیم‌گیری ندارند. در نتیجه، همه چیز در حزب متمرکز می‌شود و مردم در حاشیه قرار می‌گیرند. مطالعات نقش تلویزیون در ارتباطات سیاسی نشان می‌دهد که تلویزیون اهمیت فعالیت‌های انتخاباتی محلی را کاهش داده و فعالیت‌ها را به کارکنان مرکزی حزب انتقال می دهد. این مسئله به تحرک فزاینده احزاب و حاشیه‌ای شدن توده مردم منتهی شد. ولی اینترنت این وضع را دگرگون کرد و این امکان را فراهم آورد که مردم و هواداران نسبت به آنچه رهبران احزاب و گروه‌ها انجام می‌دهند، اطلاعات بیشتری کسب کنند و ضمن اظهار نظر و مخالفت، نخبگان سیاسی را به پاسخ‌گویی وادار سازند. خلاصه این که، اینترنت قدرت را میان نخبگان و مردم توزیع و به تمرکز زدایی کمک می‌کند.  هزینه‌های ارتباطات سیاسی را کاهش می‌دهد. به طور سنتی، دامنه مشارکت و فعالیت در زمینه سیاسی و مشارکت‌ سیاسی به خاطر موانع  زمانی، مکانی و مالی محدود بود. با ورود اینترنت، هزینه‌های ورود به حوزه عمومی پایین آمد و مبادله ایده‌ها کمتر وابسته به منابع مالی و پولی شده است. به عبارتی، احزاب و کنشگران سیاسی از طریق اینترنت و با حداقل هزینه می‌توانند با مردم ارتباط برقرار کنند. بنابراین اینترنت سطح مشارکت سیاسی را در جامعه افزایش می‌دهد. اینترنت با تقلیل محدودیت‌های زمانی و مکانی، هزینه‌های مربوط به ریسک سیاسی را نیز کاهش می‌دهد و امکان موضع‌گیری سیاسی با خطر پذیری کمتر را فراهم می‌کند. سطح تعاملات و تبادلات میان افراد را افزایش می‌دهد. اینترنت با افزایش سطح تعاملات و تبادلات سیاسی، باعث شکل‌گیری نوعی فعال‌گرایی سیاسی در جامعه می‌شود به این معنا که اعلام موافقت یا مخالفت با یک مسئله و رویداد سیاسی توسط شهروندان در فضای مجازی، احساس خوب و مثبتی از توانمندی‌ سیاسی برای این کنشگران فراهم می‌کند؛ زیرا شهروندان احساس می‌کنند آزادانه‌تر می‌توانند وارد عرصه سیاسی شوند. اینترنت به مفهوم و حس دخالت بازیگران، حداقل به دو دلیل شدت می‌بخشد: الف. مردم احساس می‌کنند که بیش از شیوه‌های ارتباط سنتی وارد بازی می‌شوند. ب. اینترنت بر سازمان و تشکلی که آن را به کار گرفته است، احساس یک عامل کارآمد و قدرتمند را می‌بخشد که قادر است در محیط زندگی‌اش تأثیرگذار باشد. اینترنت هم‌چنین امکان شکل‌گیری هویت جمعی را فراهم می‌کند. افراد از طریق تعاملات و تبادلات مبتنی بر شبکه، درک بهتری از آنچه در آن اشتراک نظر دارند به دست می‌آورند. علاوه بر آن، اینترنت احساس تعلق به یک گروه خاص یا احساس تعلق به یک اجتماع ویژه را برای مردم فراهم می‌کند. آثار بالقوه اینترنت بر ارتباطات سیاسی و مشکلات و چالش های ناشی از آن را می‌توان در جدول زیر نشان داد.            تأثیر بالقوه اینترنت بر ارتباطات سیاسی               منافع بالقوه     مشکلات و چالش‌ها 1? تأثیر بالقوه اینترنت بر ارتباطات سیاسی 1?دسترسی ساده به تولید اطلاعات، دسترسی عموم به اطلاعات 1? اضافه بار اطلاعاتی 2? ارتباط مستقیم میان فرستنده و دریافت‌کننده 2? دور زدن دروازه‌بانها 2? فقدان میانجی‌هایی که می‌توانند کارکرد انتقادی داشته باشند 3? گزینش توسط دریافت‌کنندگان 3? دسترسی به اطلاعات مورد نظر 3? نقض حریم شخصی 4? سرعت اطلاعات 4? روز‌آمدسازی اطلاعات 4?هزینه­نگهداری سیستم‌ها،کمبود وقت 5? قابلیت‌های تعامل (ارتباطات یک سویه نیست) 5?امکان بازخورد از طرف گیرنده، دریافت اطلاعات مورد نیاز 5? حریم خصوصی 6? بُعد جهانی (اینترنت رسانه‌ای جهانی است) 6? تنوع منابع 6? تنازعات یا همگن‌سازی       10. نتیجه گیری جامعه مجموعه­ای از افراد است که در محیطی مشترک زندگی می­کنند و نهادها، فعالیتها و منافع مشترکی دارند، اما اگر ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، نه تنها نمی­توانند از منافع مشترک خود آگاه شوند؛ بلکه­نمی­توانند مفهوم مشارکت سیاسی را اجرا نموده و اقدام هدفمندانه جهت انجام واکنش در مقابل تصامیم ملی ودولتی را موجب گردند.   ارتباطات سیاسی به معنای انتقال اطلاعات سیاسی از بخش‌های سیاسی به بخش‌های اجتماعی است و بر تعامل متقابل رسانه‌ها و سیاست­مداران تاکید دارد. بنابراین تعریف ارتباطات برای تمام جنبه‌های رفتار سیاسی و اجتماعی دارای اهمیت است. بدون ارتباط نه سیاست و نه جامعه معنایی ندارد. ارتباط عنصر پویای نظام سیاسی است. از طریف ارتباطات سیاسی می­توان قدرت را تحت کنترل قرار داد. قدرت، هنگامی که به عنوان یک کالا یا منبع در نظر گرفته می‌شود، وسیله‌ای برای دستیابی به هدف می‌شود. قدرت شاید برای مقاصد فردی و جمعی یا سیاسی اقتصادی یا ایدئولوژیک مورد استفاده واقع شود.  استوارت هال سه نوع قدرت سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک را جهت تعامل سیاسی در جامعه مهم می داند. افکار عمومی تفکر گروهی و در واقع قضاوت  مردم درباره مسایل روز است که مورد پذیرش بیشتر افراد جامعه است . فردیناند تونیس افکار عمومی را مظهر اخلاقیات جامعه می دانست و آن را در سطحی عالی­تر از دولت قرار می داد . برخی بر این باورند که  تنها در کشورهای مردم سالار  مفهوم افکار عمومی وجود دارد و خود این امر نشانگر نوعی مردم سالاری است. در حالی که در بسیاری از کشورهای با حکومت استبدادی نیز افکار عمومی وجود دارد با تفاوت آن که افکار عمومی در کشورهای مردم سالار علنی و در کشورهای مطلقه کم و بیش پنهان است . راههای زیادی برای جذب و فریب افکار عمومی وجود دارد که شایعه نمونه بارز آن است. رسانه­ها موظفند با عملکرد شفاف، امور سیاسی را از زبان نخبگان سیاسی به سمع و نظر مردم برسانند واینگونه به مشارکت سیاسی مردم مدد رسانند تا از سویی موجب اقتدار قدرت ونظام سیاسی گردیده واز سوی دیگر افکارعمومی را پرورش وجهت دهند وآن را به گونه­ای مثبت رهبری وهدایت نمایند.

 


[ جمعه 92/12/9 ] [ 12:42 عصر ] [ سعادت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 9
بازدید دیروز: 50
کل بازدیدها: 67786