کهکشان |
عفاف وحجاب در رفتار حضرت زهرا (س) «عفاف و حجاب» در رفتار فاطمه(س) نمود کاملی دارد که با افتخار می توان گفت که در میان زنان جهان حضرت فاطمه ى زهرا (س) بسیار پاکدامن و عفیف بودند و در طول زندگى خویش،در خانه و خانواده و روابط اجتماعی تجسم عینی حیا وعفاف به حساب مى آمدند. حضرت (س) اگرچه نمونه کامل یک زن مسلمان در تمام اوصاف و کمالات اسلامى به ویژه در حجاب و عفاف بود، ولى مسائل سیاسى و اجتماعى را نیز در مواقع حساس نادیده نمى گرفت،ودر صورت لزوم در اجتماع حضور می یافت وبه مبارزه می پرداخت وحتی در مجامع عمومى وخصوصی به مناظره نشست وبه روشنگری پرداخت، ولى در عین حال هرگز از پرده حجاب کامل و عفاف لازم بیرون نرفت. حضرت زهرا(س) درتمام ابعاد بهترین سرمشق والگوی عملی برای جامعه امروز وفردا است. یعنی جامعه باید وضعیت عفاف و حجاب فاطمه(س) را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد و به همان صورت عمل نماید. صدیقه طاهره وقتی وظیفه ایجاب میکند که سخن بگوید، با قاطعیت تمام سخنرانی میکند و آنجا که دیگر داعی ندارد برای اینکه با نامحرم بنشیند، مجلس را ترک میکند مراعات حفظ حریم حجاب به قدری دقیق و ظریف است، که ضروری است برای حفظ امنیت و ارتباطات اجتماعی و سلامت جامعه همگان در این مورد با نظر دقیق بنگرند. در دیدگاه اسلام معاشرت های اجتماعی درقالب دوستانه وصله رحم همواره مورد تاکید قرار گرفته است؛این ارتباط های اجتماعی امری غیر قابل اجتناب است .در سیره فاطمی نوع این ارتباط و رفت وآمدها رامشاهده می کنیم با این تفاوت که حضرت زهرا(س) در معاشرت ها حیا وعفاف را همراه باححاب و پوشش مناسب رعایت می کردند. حضرت زهرا (س) چنان حیا و عفاف را به عنوان یک این فضیلت ارزشی وکمال گرایانه که مورد خواست و رضایت خداونداست را سرلوحه ى رفتار خویش قرار داده بود که از همه ى نامحرمان حتى از مردان نابینا نیز خود را مى پوشاند. در روایت هاآمده است که مردی نابینا پس از اجازه گرفتن، وارد منزل امام علی(ع) شد. پیامبر(ص) مشاهده کردند که حضرت زهرا(س) برخاست، فرمودند: «دخترم! این مرد نابیناست.»قالت فاطمه(س): اِن لَم یَکُن یَرانِی فَانّی أرَآهُ وَ هُوَ یَشُمُّ الرِّیحَ؛پدر، اگر او مرا نمیبیند، من او را مینگرم. اگر چه او نمیبیند؛ اما بو را استشمام میکند. رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: «شهادت میدهم که تو پاره تن من هستی.» از این حدیث استفاده مى شود که دختر عالى قدر رسول خدا تا چه میزانى شرم و حیا داشت و چقدر از مردان بیگانه دورى مى جست؟ و تا ضرورتى نبود از کنار مردها نمى گذشت، هرچند تاریخ اذعان دارد که فاطمه (س) در مواقعی که لازم بود به میان جامعه آمده و سخنرانى کرده است.در این حدیث بیان حیا وعاف فاطمی مطرح است که از نظر روانشناسی نوع برخورد وحیا وعفاف حضرت راکاملا نشان می دهد. درسیره فاطمی عفاف و حجاب ،اصل غیر قابل تغییر است .هدف رعایت پوشش مورد نظر اسلام است که باساده ترین پارچه هم می توان عفاف وحجاب را داشت.در زندگی حضرت زهرا(س) تجمل و تبرج امری مذموم است که در اسلام ترد شده است.فاطمه(س) که دختر پیامبر(ص) و همسر علی (ع) است ،می توانست از پارچه های زربفت و حریر ،نوع پوشش خود راانتخاب کند؛اما تاریخ اذعان دارد که فاطمه(س)در نهایت سادگی وخضوع چادری برسر داشت که شاید زنان دیگر مدینه هرگز چنین پوششی نداشتند. اما از دیدگاه فاطمی نفس وجود حجاب وحفظ آن در جامعه است که بتواند سرمشقی برای پایین ترین زندگی مردم هم باشد ؛که حجاب و عفاف مخصوص سران یا عامه مردم نیست بلکه همه ی مردم در هر سطحی(فقیر یا ثروتمند) باید آن رارعایت کنند ،حتی اگر این چادر ،چادری وصله دار باشد. پوشش زاهدانه حضرت زهرا(س) به این علت بود که با ساده زیستی خود زنان راازغلتیدن در دام تجمل ها و تبرج ها ،بازدارندو در مرحله عمل ،ارزش ها و منزلت انسان را در تعالی روحی ومعنوی اثبات کنند. هم چنان که مقام معظم رهبری درخصوص ساده زیستی زهرا(س)ودرس گرفتن ازآن فرمودند:«ساده زیستى دختر پیامبر(ص) یک نمونه براى زنان امروز جامعه مااست. ما روحیه مصرف گرایى را کنار بگذاریم و در زندگى به حد لزوم اکتفا کنیم و از افراط بپرهیزیم و آرزوهاى حقیر و کوچک را فداى ارزش هاى بزرگ بکنیم، نمونه کامل آن را در زندگى فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ مى توان در تاریخ مشاهده کرد.» درخصوص چادرساده صدیقه طاهره از سلمان نقل شده است:« روزی حضرت فاطمه(س) را دیدم که چادری وصلهدار و ساده بر سر داشت.در شگفتی ماندم و گفتم عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسیهای طلایی مینشینند و پارچههای زربفت به تن میکنند، وه که این دختر رسول خداست! نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباسهای زیبا!! فاطمه(س) پاسخ داد: قالت: «یا سَلمانُ! اِنَّ اللهَ ذَخَّرَ لَنا الثِیّابَ وَ الکَراسِیَّ لِیَومٍ آخِرٍ.» «ای سلمان! خداوند بزرگ، لباسهای زینتی و تختهای طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.» اصل وتکلیف پوشش در اسلام امری موکد است ،در برخی آیات، قرآن زنان را مکلف می کند ، جاذبه ها و زینت های ظاهری و باطنی خود را آشکار نکنند ، مگر آنچه نمایان است. آنها باید پوششی مناسب که تمام گردن و سینه و اندام ها و زینت های پنهان آنها را مستور کند داشته باشند که موجب تهیج شهوت مردان نگردد و موجب آزار و اذیت خود توسط افراد بیمار دل را فراهم نکنند. کردار و راه رفتن آنها نیز باید به دور از جلوه گری، خودنمایی و جلب توجه باشد . در نظام مقدس اسلام ، این امور کاملاً حکیمانه و به مصلحت زن و اجتماع وضع گردیده است.با دقت در سیره حضرت زهرا (س)آن اسوه به تمام معنا در می یابیم که ایشان آیینه تمام نمای حجاب وعفاف اسلامی است وهدف پوشش زن بوده است نه تبرج و خودنمایی بالباس های زینتی و...!! این روایت ها بر این نکته تاکید دارد حجاب در اسلام هرگز مانع حضور زنان درعرصه جامعه و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و مانع رشد استعدادهای علمی و توانایی های زنان نیست؛ بلکه می خواهد این حضور در حریم امن اجتماعی عمل شود و بیان می دارد که حجاب احترام و عزت ایجادمی کند. و اعتبار معنوی حضرت زهرا(س) بقدری بود که شمعون یهودی با کمال رضایت و احترام ،چادر وصله دار حضرت را می گیرد و در برابر این عظمت روحی و ایثارحضرت زهرا(س)سر بر سجده می گذارد و مسلمان می شود. [ یکشنبه 93/1/17 ] [ 12:9 عصر ] [ سعادت ]
[ نظر ]
|
|
[قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |